پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴

خورشید را به سایهٔ شب درنشانده‌اند

شب را به پاسبانی اختر نشانده‌اند

چیپور را ممالک فغفور داده‌اند

مهراج را به مسند خان برنشانده‌اند

تا خود چه دیده‌اند که چیپال هند را

ترکان به پادشاهی خاور نشانده‌اند

هم‌چون مگس به تنگ شکر برنشسته است

خالی که بر عقیق چو شکّر نشانده‌اند

گویی که دانه‌ای به قمر برفشانده‌اند

یا مهره‌ای ز غالیه در خور نشانده‌اند

یا خازنان روضهٔ رضوان بلال را

در باغ خلد بر لب کوثر نشانده‌اند

گفتم که خال هم‌چو سیه‌دانهٔ تو را

بر قرص آفتاب چه در خور نشانده‌اند

گفتا به روم خسرو اقلیم زنگ را

گویی که بر نیابت قیصر نشانده‌اند

برخیز و باده نوش که مستان صبح‌خیز

آتش به آب دیدهٔ ساغر نشانده‌اند

خون جگر که بر رخ خواجو چکیده است

یاقوت‌پاره‌ای ست که در زر نشانده‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶بدشمنان گله از دوستان نشاید کرد
  2. شمارهٔ ۹۷نی ز دود دل پر آتش ما می نالد
  3. شمارهٔ ۹۸هم عفی الله نی که ما را مرحبائی می زند
  4. شمارهٔ ۹۹یاد باد آنک نیاورد ز من روزی یاد
  5. شمارهٔ ۱۰۰همرهان رفتند و ما را در سفر بگذاشتند
  6. شمارهٔ ۱۰۱مرغ در راه او پر اندازد
  7. شمارهٔ ۱۰۲یاد باد آن شب که دلبر مست و دل در دست بود
  8. شمارهٔ ۱۰۳این ترک زنگاری کمان از خیل خاقان می رسد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.