پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵

هر کو نظر کند به تو صاحب‌نظر شود

وانکش خبر شود ز غمت بی‌خبر شود

چون آبگینه این دل مجروح نازکم

هر چند بیشتر شکند تیزتر شود

بگشا کمر که جامه‌ی جان را قبا کنم

گر زانک دست من به میانت کمر شود

منعم مکن ز گریه که در آتش فراق

از سیم اشک کار رخم همچو زر شود

از دست دیده نامه نیارم نوشت از آنک

هر لحظه خون روان کند و نامه تر شود

کی بر کنم دل از رخ جانان که مهر او

با شیر در دل آمد و با جان به در شود

بی سر به سر شود من دلخسته را ولیک

بی او گمان مبر که زمانی به سر شود

ای دل صبور باش و مخور غم که عاقبت

این شام صبح گردد و این شب سحر شود

خواجو ز عشق روی مگردان که در هوا

سایر به بال همّت و طائر به پر شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷نی ز دود دل پر آتش ما می نالد
  2. شمارهٔ ۹۸هم عفی الله نی که ما را مرحبائی می زند
  3. شمارهٔ ۹۹یاد باد آنک نیاورد ز من روزی یاد
  4. شمارهٔ ۱۰۰همرهان رفتند و ما را در سفر بگذاشتند
  5. شمارهٔ ۱۰۱مرغ در راه او پر اندازد
  6. شمارهٔ ۱۰۲یاد باد آن شب که دلبر مست و دل در دست بود
  7. شمارهٔ ۱۰۳این ترک زنگاری کمان از خیل خاقان می رسد
  8. شمارهٔ ۱۰۴شام شکستگانرا هرگز سحر نباشد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.