پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷

دل بدست یار و غم در دل بماند

خارم اندر پای و پا در گل بماند

ما فرو رفتیم در دریای عشق

وانک عاقل بود بر ساحل بماند

ساربان آهسته رو کاصحاب را

چشم حسرت در پی محمل بماند

کی تواند زد قدم بر کاروان

ناتوانی کاندرین منزل بماند

یادگار کشتگان ضرب عشق

نیم جانی بود و با قاتل بماند

ای پسر گر عاقلی دیوانه شو

کانک او دیوانه شد عاقل بماند

کبک را بنگر که چون شد پای بند

چشم بازش در پی طغرل بماند

هر که او در عاشقی عالم نشد

تا قیامت همچنان جاهل بماند

دل چو رویش دید و جانرا در نباخت

خاطر خواجو عظیم از دل بماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹وصل آن ترک ختا ملکت خاقان ارزد
  2. شمارهٔ ۹۰صبحت جان جهان جان و جهان می ارزد
  3. شمارهٔ ۹۱چنانک صید دل آن چشم آهوانه کند
  4. شمارهٔ ۹۲نقاش که او صورت ارژنگ نگارد
  5. شمارهٔ ۹۳آن خطّ شب مثال که بر خور نوشته اند
  6. شمارهٔ ۹۴خورشید را به سایهٔ شب درنشانده‌اند
  7. شمارهٔ ۹۵هر کو نظر کند به تو صاحب‌نظر شود
  8. شمارهٔ ۹۶بدشمنان گله از دوستان نشاید کرد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.