پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

سحر چو بوی گل از طرف مرغزار برآید

نوای زیر و بم از جان مرغ زار بر آید

بیار ای بت ساقی می مروّق باقی

که کام جان من از جام خوشگوار برآید

چو در خیال من آید لب چو دانه نارت

ببوستان روانم درخت نار برآید

خط تو چون بخطا ملک نیمروز بگیرد

خروش ولوله از خیل زنگبار برآید

برآید از نفسم بوی مشک اگر بزبانم

حدیث آن گره زلف مشکبار برآید

چو هندوان رسن باز هر دم این دل ریشم

بدان کمند گر هگیر تا بدار برآید

بود که کام من خسته دل برآید اگرچه

بروزگار مرادی ز روزگار برآید

ببخت شور من بینوا ز گلبن ایام

اگر گلی بدمد صد هزار خار برآید

دعا و زاری خواجو و آه نیم شبانش

اگر نه کارگر آید چگونه کار برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸گر سر صحبت این بی سرو پایت باشد
  2. شمارهٔ ۸۹وصل آن ترک ختا ملکت خاقان ارزد
  3. شمارهٔ ۹۰صبحت جان جهان جان و جهان می ارزد
  4. شمارهٔ ۹۱چنانک صید دل آن چشم آهوانه کند
  5. شمارهٔ ۹۲نقاش که او صورت ارژنگ نگارد
  6. شمارهٔ ۹۳آن خطّ شب مثال که بر خور نوشته اند
  7. شمارهٔ ۹۴خورشید را به سایهٔ شب درنشانده‌اند
  8. شمارهٔ ۹۵هر کو نظر کند به تو صاحب‌نظر شود
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.