پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

شمع ما شمعیست کو منظور هر پروانه نیست

گنج ما گنجیست کو در کنج هر ویرانه نیست

هر کرا سودای لیلی نیست مجنون آنکست

ورنه مجنون را چو نیکو بنگری دیوانه نیست

چشم صورت بین نبیند روی معنی را بخواب

زانک در هر کان دُرو در هر صدف دُردانه نیست

حاجیانرا کعبه بتخانه ست و ایشان بت پرست

ور ببینی در حقیقت کعبه جز بتخانه نیست

مرغ وحشی گر ببوی دانه در دام اوفتد

تا چه مرغم زانک دامی در هم جز دانه نیست

هرکرا بینی در اینجا مسکن و کاشانه است

جای ما جائیست کانجا مسکن و کاشانه نیست

گر سر شه مات داری پیش اسبش رخ بنه

کانک پیش شه دم از فرزین زند فرزانه نیست

گفتمش پروای درویشان نمی باشد ترا

گفت ازین بگذر که اینها هیچ درویشانه نیست

گرچه باشد در ره جانانه جسم و جان حجاب

جان خواجو جز حریم حضرت جانانه نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹جان ما بر آتش و گیسوی جانان تافتست
  2. شمارهٔ ۷۰حذر کن ز یاری که یاریش نیست
  3. شمارهٔ ۷۱ای بر عذار مهوشت آن زلف پر شکست
  4. شمارهٔ ۷۲برون ز جام دمادم مجوی این دم هیچ
  5. شمارهٔ ۷۳ز جام عشق تو عقلم خراب می گردد
  6. شمارهٔ ۷۴گرمی خسرو و شیرین بشکر کم نشود
  7. شمارهٔ ۷۵مرا دلیست که تا جان برون نمی آید
  8. شمارهٔ ۷۶گمان مبر که در آفاق اهل حسن کمند
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.