پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱

ای بر عذار مهوشت آن زلف پر شکست

چون زنگئی گرفته بشب مشعلی بدست

وی طاق آسمانی محراب ابرویت

پیوسته گشته خوابگه جاودان مست

همچون بلال بر لب کوثر نشسته است

خال لب تو گرچه سیاهیست بت پرست

بنشستی و فغان ز دل ریش من بخاست

قامت بلند و دسته ی ریحان تازه پست

مشنو که از تو هست گزیرم چرا که نیست

یا نیست از تو محنت و رنجم چرا که هست

سروی براستی چو تو از بوستان نخاست

برخاستی و نیش غمم در جگر نشست

صد دل شکار آهوی صیاد شیر گیر

صد جان اسیر عنبر عنبرفشان مست

مخمور سر ز خاک برآرد بروز حشر

مستی که گشت بیخبر از باده ی الست

نگشاد چشم دولت خواجو بهیچ روی

تا دل بر آن کمند گره در گره نبست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳ز جام عشق تو عقلم خراب می گردد
  2. شمارهٔ ۷۴گرمی خسرو و شیرین بشکر کم نشود
  3. شمارهٔ ۷۵مرا دلیست که تا جان برون نمی آید
  4. شمارهٔ ۷۶گمان مبر که در آفاق اهل حسن کمند
  5. شمارهٔ ۷۷تا درد نیابند دوا را نشناسند
  6. شمارهٔ ۷۸گر دلم روز وداع از پی محمل می شد
  7. شمارهٔ ۷۹اگر ز پیش برانی مرا که بر خواند
  8. شمارهٔ ۸۰یاد باد آنشب که در مجلس خروش چنگ بود
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.