پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷

تا درد نیابند دوا را نشناسند

تا رنج نبینند شفا را نشناسند

آنها که چو ما ماهی این بحر نگردند

شک نیست که ماهیت ما را نشناسند

با عشق و هوا برگ و نوا راست نیاید

خاموش که عشّاق نوا را نشناسند

منصور بقا از گذر دار فنا یافت

ناگشته فنا دار بقا را نشناسند

تا معتکفان حرم کعبه ی وحدت

خود را نشناسند خدا را نشناسند

یاران وفادار جفا را نپسندند

خوبان جفا کار وفا را نشناسند

آنها که ندارند نم چشم و غم دل

خاصیت این آب و هوا را نشناسند

با عشق تو زیبائی خوبان ننماید

با پرتو خورشید سها را نشناسند

خواجو چه عجب باشد ارش کس نشناسد

شاهان جهاندار گدا را نشناسند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹اگر ز پیش برانی مرا که بر خواند
  2. شمارهٔ ۸۰یاد باد آنشب که در مجلس خروش چنگ بود
  3. شمارهٔ ۸۱هندوئی را باغبان سوی گلستان می فرستد
  4. شمارهٔ ۸۲سخن یار ز اغیار بباید پوشید
  5. شمارهٔ ۸۳حدیث آرزومندی جوابی هم نمی ارزد
  6. شمارهٔ ۸۴اسیر قید محبّت ز جان نیندیشد
  7. شمارهٔ ۸۵مه چنین دلستان نمی افتد
  8. شمارهٔ ۸۶سحر چو بوی گل از طرف مرغزار برآید
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.