پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

یاد باد آنشب که در مجلس خروش چنگ بود

مطربانرا عود بر ساز و دف اندر چنگ بود

شاهدان در رقص بودند و حریفان در سماع

وانک او بر خفتگان گلبانک می زد چنگ بود

دستگیر خستگان جام می گلرنگ شد

مشرب آتش عذاران آب آتش رنگ بود

گوش جانم بر سماع بلبلان صبح خیز

چشم عقلم بر جمال گلرخان شنگ بود

گرچه صیقل می برد آثار زنگ از آینه

صیقل آئینه ی جانم می چون زنگ بود

آنزمان کانماه رخشان خور آئین رخ نمود

باغ پر گلچهر گشت و کاخ پر اورنگ بود

بر من بیدل نبخشود و دلم را صید کرد

گوئیا در شهر دلهای پریشان تنگ بود

پیش شیرین قصه ی فرهاد مسکین کس نگفت

یا دل آن خسرو خوبان خلّخ سنگ بود

مطربان از گفته ی خواجو سرودی می زدند

لیکن آن گلروی را از نام خواجو ننگ بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲سخن یار ز اغیار بباید پوشید
  2. شمارهٔ ۸۳حدیث آرزومندی جوابی هم نمی ارزد
  3. شمارهٔ ۸۴اسیر قید محبّت ز جان نیندیشد
  4. شمارهٔ ۸۵مه چنین دلستان نمی افتد
  5. شمارهٔ ۸۶سحر چو بوی گل از طرف مرغزار برآید
  6. شمارهٔ ۸۷دل بدست یار و غم در دل بماند
  7. شمارهٔ ۸۸گر سر صحبت این بی سرو پایت باشد
  8. شمارهٔ ۸۹وصل آن ترک ختا ملکت خاقان ارزد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.