پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲

سخن یار ز اغیار بباید پوشید

قصّه ی مست ز هشیار بباید پوشید

خلت عاشقی ز عقل نهان باید داشت

کان قبائیست که ناچار بباید پوشید

ذره چون لاف هواداری خورشید زند

مهرش از سایه ی دیوار بباید پوشید

تا بخون جگر جام بیالایندش

جامه ی کعبه ز خمّاز بباید پوشید

بوسه ئی خواستمش گفت بپوش از زلفم

گنج اگر می بری از مار بباید پوشید

ضعفم از چشم تو زانروی نهان می دارد

که رخ مرده ز بیمار بباید پوشید

تیغ مژگان چه کشی در نظر مردم چشم

خنجر از مردم خونخور بباید پوشید

چهره ی زرد من و روی خود از طرّه بپوش

که زر و سیم ز طرّار بباید پوشید

دیده بنگر که فرو خواند روان سرّ دلم

گرچه دانست که اسرار بباید پوشید

نامه ی دوست بدشمن چه نمائی خواجو

سخن یار ز اغیار بیاید پوشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴اسیر قید محبّت ز جان نیندیشد
  2. شمارهٔ ۸۵مه چنین دلستان نمی افتد
  3. شمارهٔ ۸۶سحر چو بوی گل از طرف مرغزار برآید
  4. شمارهٔ ۸۷دل بدست یار و غم در دل بماند
  5. شمارهٔ ۸۸گر سر صحبت این بی سرو پایت باشد
  6. شمارهٔ ۸۹وصل آن ترک ختا ملکت خاقان ارزد
  7. شمارهٔ ۹۰صبحت جان جهان جان و جهان می ارزد
  8. شمارهٔ ۹۱چنانک صید دل آن چشم آهوانه کند
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.