پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲

برون ز جام دمادم مجوی این دم هیچ

بجز صراحی و مطرب مخواه همدم هیچ

بیا و بادهٔ نوشین روان بنوش که هست

بجنب جام می لعل ملکت جم هیچ

مجوی هیچ که دنیا طفیل همّت اوست

که پیش همّت او هست ملک عالم هیچ

غمست حاصلم از عشق و من بدین شادم

که گرچه هست غمم نیست از غمم غم هیچ

دلم ز عشق تو شد قطره ئی و آنهم خون

تنم ز مهر تو شد ذره ای و آنهم هیچ

غمم بخاک فرو برد و هست غمخوار باد

دلم بکام فرو رفت و نیست همدم هیچ

تنم چو موی پر از تاب و رنج و دوری خم

ولی میان تو یک موی اندر و خم هیچ

از آن دوای دل خسته در جهان تنگست

که نیستش بجز از پسته ی تو مرهم هیچ

دم از جهان چه زنی همدم طلب خواجو

بحکم آنک جهان یکدمست و آندم هیچ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴گرمی خسرو و شیرین بشکر کم نشود
  2. شمارهٔ ۷۵مرا دلیست که تا جان برون نمی آید
  3. شمارهٔ ۷۶گمان مبر که در آفاق اهل حسن کمند
  4. شمارهٔ ۷۷تا درد نیابند دوا را نشناسند
  5. شمارهٔ ۷۸گر دلم روز وداع از پی محمل می شد
  6. شمارهٔ ۷۹اگر ز پیش برانی مرا که بر خواند
  7. شمارهٔ ۸۰یاد باد آنشب که در مجلس خروش چنگ بود
  8. شمارهٔ ۸۱هندوئی را باغبان سوی گلستان می فرستد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.