پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳

ز جام عشق تو عقلم خراب می گردد

ز تاب مهر تو جانم کباب می گردد

مرا دلیست که دائم بیاد لعل لبت

بگرد ساقی و جام شراب می گردد

هلاک خود بدعا خواستم ولی چکنم

که دیر دعوت من مستجاب می گردد

دلست کاین همه خونم ز دیده می بارد

پرست کافت جان عقاب می گردد

تو خود چه آب و گلی کاب زندگی هر دم

ز شرم چشمه ی نوش تو آب می گردد

چو بر تو می فکنم دیده اشک گلگونم

ز عکس گلشن رویت گلاب می گردد

بجام باده چه حاجت که پیر گوشه نشین

بیاد چشم تو مست و خراب می گردد

عجب نباشد اگر شد سیاه و سودائی

چنین که زلف تو بر آفتاب می گردد

چو بر درت گذرم گوئیم که خواجو باز

بگرد خانه ی ما از چه باب می گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵مرا دلیست که تا جان برون نمی آید
  2. شمارهٔ ۷۶گمان مبر که در آفاق اهل حسن کمند
  3. شمارهٔ ۷۷تا درد نیابند دوا را نشناسند
  4. شمارهٔ ۷۸گر دلم روز وداع از پی محمل می شد
  5. شمارهٔ ۷۹اگر ز پیش برانی مرا که بر خواند
  6. شمارهٔ ۸۰یاد باد آنشب که در مجلس خروش چنگ بود
  7. شمارهٔ ۸۱هندوئی را باغبان سوی گلستان می فرستد
  8. شمارهٔ ۸۲سخن یار ز اغیار بباید پوشید
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.