پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰

حذر کن ز یاری که یاریش نیست

بشو دست از آنکو نگاریش نیست

چه ذوقش بود بلبل ار در چمن

گلی دارد و گلعذاریش نیست

خرد راستی را نهالی خوشست

ولیکن بجز صبر باریش نیست

مبر نام مستی که شرب مدام

بود کار آنکس که کاریش نیست

مده دل بدنیا که در باغ عمر

گلی کس نبیند که خاریش نیست

نیابی بجز باده ی نیستی

شرابی که رنج خماریش نیست

مرا رحمت آید بر آنکو چو من

غمی دارد و غمگساریش نیست

بدینسان که کافور او در خطت

عجب گر ز عنبر غباریش نیست

ببازار او نقد قلبم درست

روانست لیکن عیاریش نیست

کجا اوفتم زین میان بر کنار

که بحر مودّت کناریش نیست

اگر زانک خواجو بری شد ز خویش

چه شد حسرت خویش باریش نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲برون ز جام دمادم مجوی این دم هیچ
  2. شمارهٔ ۷۳ز جام عشق تو عقلم خراب می گردد
  3. شمارهٔ ۷۴گرمی خسرو و شیرین بشکر کم نشود
  4. شمارهٔ ۷۵مرا دلیست که تا جان برون نمی آید
  5. شمارهٔ ۷۶گمان مبر که در آفاق اهل حسن کمند
  6. شمارهٔ ۷۷تا درد نیابند دوا را نشناسند
  7. شمارهٔ ۷۸گر دلم روز وداع از پی محمل می شد
  8. شمارهٔ ۷۹اگر ز پیش برانی مرا که بر خواند
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.