پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

جان ما بر آتش و گیسوی جانان تافتست

سنبلش در پیچ و ما را رشته ی جان تافتست

آن دو افعی سیاه مهره بازش از چه روی

همچو ثعبان بر کف موسی عمران تافتست

جادوی مردم فریب او چو خوابم بسته است

زلف هندویش چرا نعلم بدانسان تافتست

گر نمی خواهد که ما را رشته ی جان بگسلد

آن طناب چنبری بهرچه چندان تافتست

مهر رخسار تو در جان من شوریده دل

همچو ماه چارده در کنج ویران تافتست

آن بنا گوش دلافروزست یا مه یا چراغ

کز شب زلف تو چون شمع شبستان تافتست

باده پیش آور که از عکس می و مهر رخت

در دلم گوئی که صد خورشید تابان تافتست

بنده تا دست طلب در دامن عشق تو زد

هرگزت روزی ز غفلت سر ز فرمان تافتست؟

همچو زلفت کار خواجو روز و شب آشفته بود

با تو گر یک روز روی از مهر و پیمان تافتست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱ای بر عذار مهوشت آن زلف پر شکست
  2. شمارهٔ ۷۲برون ز جام دمادم مجوی این دم هیچ
  3. شمارهٔ ۷۳ز جام عشق تو عقلم خراب می گردد
  4. شمارهٔ ۷۴گرمی خسرو و شیرین بشکر کم نشود
  5. شمارهٔ ۷۵مرا دلیست که تا جان برون نمی آید
  6. شمارهٔ ۷۶گمان مبر که در آفاق اهل حسن کمند
  7. شمارهٔ ۷۷تا درد نیابند دوا را نشناسند
  8. شمارهٔ ۷۸گر دلم روز وداع از پی محمل می شد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.