پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

در شب زلف تو مهتابی خوشست

در لب لعل تو جلابی خوشست

پیش گیسویت شبستانی نکوست

طاق ابروی تو محرابی خوشست

حلقه ی زلف کمند آسای تو

چنبری دلبند و قلابی خوشست

پیش رویت شمع تا چند ایستد

گو دمی بنشین که مهتابی خوشست

گر دلم در تاب رفت از طرّه ات

طیره نتوان شد که آن تابی خوشست

آتش رویت که آب گل بریخت

در سواد چشم من آبی خوشست

مردم چشمم که در خون غرقه شد

دمبدم گوید که غرقابی خوشست

بر در میخانه خوانم درس عشق

زانک باب عاشقی با بی خوشست

بخت خواجو همچو چشم مست تو

روزگاری شد که در خوابی خوشست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷شمع ما شمعیست کو منظور هر پروانه نیست
  2. شمارهٔ ۶۸ای فدای قامتت هر سر و بستانی که هست
  3. شمارهٔ ۶۹جان ما بر آتش و گیسوی جانان تافتست
  4. شمارهٔ ۷۰حذر کن ز یاری که یاریش نیست
  5. شمارهٔ ۷۱ای بر عذار مهوشت آن زلف پر شکست
  6. شمارهٔ ۷۲برون ز جام دمادم مجوی این دم هیچ
  7. شمارهٔ ۷۳ز جام عشق تو عقلم خراب می گردد
  8. شمارهٔ ۷۴گرمی خسرو و شیرین بشکر کم نشود
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.