پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

آه کز آهم مه و پروین بسوخت

اختر بخت من مسکین بسوخت

آتش مهرم چو در دل شعله زد

بر فلک بهرام را زوبین بسوخت

سوختم در آتش هجران او

پشّه را بین کز غم شاهین بسوخت

ای بسا خسرو که او فرهادوار

در هوای شکّر شیرین بسوخت

شمع را بنگر که با سیلاب اشک

هر شبم تا روز بر بالین بسوخت

چند سوزی ای که می‌سازی کباب

بس کن آخر کاین دل خونین بسوخت

کام جان از قبلهٔ زردشت خواه

گر دلت چون آذر برزین بسوخت

چون تو در بستان برافکندی نقاب

لاله را دل بر گل و نسرین بسوخت

همچو خواجو کس نمی‌بینم که او

در فراق روی کس چندین بسوخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳شوریده ئیست زلف تو کز بند جسته است
  2. شمارهٔ ۶۴ابر نیسان باغ را در لؤلؤی لالا گرفت
  3. شمارهٔ ۶۵در شب زلف تو مهتابی خوشست
  4. شمارهٔ ۶۶شمع ما مأمول هر پروانه نیست
  5. شمارهٔ ۶۷شمع ما شمعیست کو منظور هر پروانه نیست
  6. شمارهٔ ۶۸ای فدای قامتت هر سر و بستانی که هست
  7. شمارهٔ ۶۹جان ما بر آتش و گیسوی جانان تافتست
  8. شمارهٔ ۷۰حذر کن ز یاری که یاریش نیست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.