پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

بر سر کوی خرابات محبت کوئیست

که مرا بر سر آن کوی نظر بر سوئیست

دهنش یکسر مویست و میانش یک موی

وز میان تن من تا بمیانش موئیست

ابروی او که ز چشمم نرود پیوسته

نه کمانیست که شایسته ی هر بازوئیست

مرهمی از من مجروح مدارید دریغ

که دلم خسته ی پیکان کمال ابروئیست

گر من از خوی بد خویش نگردم چه عجب

هر کسی را که در آفاق ببینی خوئیست

ز آتش دوزخم از بهر چه می ترسانید

دوزخ آنست که خالی ز بهشتی روئیست

نسخه ی غالیه یا رایحه ی گلزارست

نکهت سنبل تریا نفس گلبوئیست

هر که از زلف دراز تو نگوید سخنی

دست کوته کن ازو زانک پریشان گوئیست

اگر از کوی تو خواجو بملامت نرود

مکنش هیچ ملامت که ملامت جوئیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲آن نگینی که منش می طلبم باجم نیست
  2. شمارهٔ ۶۳شوریده ئیست زلف تو کز بند جسته است
  3. شمارهٔ ۶۴ابر نیسان باغ را در لؤلؤی لالا گرفت
  4. شمارهٔ ۶۵در شب زلف تو مهتابی خوشست
  5. شمارهٔ ۶۶شمع ما مأمول هر پروانه نیست
  6. شمارهٔ ۶۷شمع ما شمعیست کو منظور هر پروانه نیست
  7. شمارهٔ ۶۸ای فدای قامتت هر سر و بستانی که هست
  8. شمارهٔ ۶۹جان ما بر آتش و گیسوی جانان تافتست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.