پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹

رخت خورشید را یات جمالست

خطت تفسیر آیات کمالست

هلال ارزانک هر مه بدر گردد

چرا پیوسته ابرویت هلالست

خیالت بسکه می آید بچشمم

اگر خوابم بچشم آید خیالست

چو داند حال او کز تشنگی مرد

کسی کو بر لب آب زلالست

بگو ای باغبان با باد شبگیر

که بلبل در قفس بی پرّ و بالست

نسیم نافه یا بوی عبیرست

شمیم روضه یا باد شمالست

مقیم ار بنگری در عالم جان

میان لیلی و مجنون وصالست

اگر در عالم صورت فراقست

بمعنی با تو ما را اتصّالست

چرا وصل تو بر خواجو حرامست

نه آخر خون مسکینان حلالست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱آه کز آهم مه و پروین بسوخت
  2. شمارهٔ ۶۲آن نگینی که منش می طلبم باجم نیست
  3. شمارهٔ ۶۳شوریده ئیست زلف تو کز بند جسته است
  4. شمارهٔ ۶۴ابر نیسان باغ را در لؤلؤی لالا گرفت
  5. شمارهٔ ۶۵در شب زلف تو مهتابی خوشست
  6. شمارهٔ ۶۶شمع ما مأمول هر پروانه نیست
  7. شمارهٔ ۶۷شمع ما شمعیست کو منظور هر پروانه نیست
  8. شمارهٔ ۶۸ای فدای قامتت هر سر و بستانی که هست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.