پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی

غزلیات

۲۶۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ سبحان من تقدّس بالعزّ و الجلال
  2. شمارهٔ ۲ مگذر ای یار و درین واقعه مگذار مرا
  3. شمارهٔ ۳ بگذر ای خواجه و بگذار مرامست اینجا
  4. شمارهٔ ۴ خرقه رهن خانه ی خمّار دارد پیر ما
  5. شمارهٔ ۵ آنک بر هر طرفی منتظرانند او را
  6. شمارهٔ ۶ بگوئید ای رفیقان ساربان را
  7. شمارهٔ ۷ چو در گره فکنی آن کمند پرچین را
  8. شمارهٔ ۸ ای به ناوک زده چشم تو یک‌اندازان را
  9. شمارهٔ ۹ بده آن راحِ روان‌پرورِ ریحانی را
  10. شمارهٔ ۱۰ من مستم و دل خراب جان تشنه و ساغر آب
  11. شمارهٔ ۱۱ رفت دوشم نفسی دیدهٔ گریان در خواب
  12. شمارهٔ ۱۲ ای جان من بیاد لبت تشنه بر شراب
  13. شمارهٔ ۱۳ ساقی سیمبر بیار شراب
  14. شمارهٔ ۱۴ ای لب میگون تو هم شکر و هم شراب
  15. شمارهٔ ۱۵ هرکه در عهد ازل مست شد از جام شراب
  16. شمارهٔ ۱۶ ای دل نگفتمت که ز زلفش عنان بتاب
  17. شمارهٔ ۱۷ پیش صاحب‌نظران ملک سلیمان بادست
  18. شمارهٔ ۱۸ حسن تو نهایت جمالست
  19. شمارهٔ ۱۹ ترا با ما اگر صلحست جنگست
  20. شمارهٔ ۲۰ باغ و صحرا با سهی سروان نسرین بر خوشست
  21. شمارهٔ ۲۱ خطت که کتابه ی جمالست
  22. شمارهٔ ۲۲ شامش از صبح فروزنده در آویخته است
  23. شمارهٔ ۲۳ بشکست دل تنگ من خسته کزین دست
  24. شمارهٔ ۲۴ نظری کن اگرت خاطر دوریشانست
  25. شمارهٔ ۲۵ خطر بادیه ی عشق تو بیش از پیشست
  26. شمارهٔ ۲۶ رخ دل فروز تو ماهی خوشست
  27. شمارهٔ ۲۷ من به قول دشمنان هرگز نگیرم ترک دوست
  28. شمارهٔ ۲۸ نفسی همدم ما باش که عالم نفسیست
  29. شمارهٔ ۲۹ کاروان خیمه بصحرا زد و محمل بگذشت
  30. شمارهٔ ۳۰ چو سرچشمه ی چشم من دیده است
  31. شمارهٔ ۳۱ چو آن فتنه از خواب سر برگرفت
  32. شمارهٔ ۳۲ بسته ی بند تو از هر دو جهان آزادست
  33. شمارهٔ ۳۳ آن جوهر جانست که در گوهر کانست
  34. شمارهٔ ۳۴ جان هر زنده‌دلی زنده به جانی دگرست
  35. شمارهٔ ۳۵ اینهمه مستی ما مستی مستی دگرست
  36. شمارهٔ ۳۶ ای لبت میگون و جانم می پرست
  37. شمارهٔ ۳۷ نشان بی نشانان بی نشانیست
  38. شمارهٔ ۳۸ بجز از کمر ندیدم سر موئی از میانت
  39. شمارهٔ ۳۹ جانم از باده ی لعل تو خراب افتادست
  40. شمارهٔ ۴۰ کارم از دست دل فرو بسته‌ست
  41. شمارهٔ ۴۱ رنج از کسی بریم که دردش دوای ماست
  42. شمارهٔ ۴۲ مائیم آن گدای که سلطان گدای ماست
  43. شمارهٔ ۴۳ گر حرص زیر دست و طمع زیر پای تست
  44. شمارهٔ ۴۴ مگذر ز ما که خاطر ما در قفای تست
  45. شمارهٔ ۴۵ گر سر درآورد سرم آنجا که پای اوست
  46. شمارهٔ ۴۶ بسکه مرغ سحری در غم گلزار بسوخت
  47. شمارهٔ ۴۷ ای لبت باده فروش و دل من باده پرست
  48. شمارهٔ ۴۸ رمضان آمد و شد کار صراحی از دست
  49. شمارهٔ ۴۹ تا کی ندهی داد من ای داد ز دستت
  50. شمارهٔ ۵۰ خنک آن باد که باشد گذرش بر کویت
  51. شمارهٔ ۵۱ بر سر کوی عشق بازاریست
  52. شمارهٔ ۵۲ گرت چو مورچه گرد شکربر آمده است
  53. شمارهٔ ۵۳ دیشب دل ز ملک دو عالم خبر نداشت
  54. شمارهٔ ۵۴ مسیح روح را مریم حجابست
  55. شمارهٔ ۵۵ هیچ داری خبر ای یار که آن یار برفت
  56. شمارهٔ ۵۶ یاد باد آن روز کز لب بوی جان می‌آمدت
  57. شمارهٔ ۵۷ منزل ار یار قرین است چه دوزخ چه بهشت
  58. شمارهٔ ۵۸ هر که او دیدهٔ مردم‌کش مستت دیده‌ست
  59. شمارهٔ ۵۹ رخت خورشید را یات جمالست
  60. شمارهٔ ۶۰ بر سر کوی خرابات محبت کوئیست

متن اشعار به نقل از گنجور.