پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

بسته ی بند تو از هر دو جهان آزادست

وانک دل بر تو نبستست دلش نگشادست

عارضست در شکن طرّه بدان می ماند

کافتابیست که در عقده ی رأس افتادست

زلف هندو صفتت لیلی و عقلم مجنون

لب جانبخش تو شیرین و دلم فرهادست

سرو را گرچه ببالای تو مانندی نیست

بنده با قدّ تو از سرو سهی آزادست

هیچکس نیست که با هیچکسش میلی نیست

بدنهادست که سر بر قدمی ننهادست

هرگز از چرخ بداختر نشدم روزی شاد

مادر دهر مرا خود بچه طالع زادست

دل من بیتو جهانیست پر از فتنه و شور

بده آن باده ی نوشین که جهان بربادست

در غمت همنفسی نیست بجز فریادم

چه توان کرد که فریاد رسم فریادست

بیش ازین ناوک بیداد مزن بر خواجو

گرچه بیداد تو از روی حقیقت دادست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴جان هر زنده‌دلی زنده به جانی دگرست
  2. شمارهٔ ۳۵اینهمه مستی ما مستی مستی دگرست
  3. شمارهٔ ۳۶ای لبت میگون و جانم می پرست
  4. شمارهٔ ۳۷نشان بی نشانان بی نشانیست
  5. شمارهٔ ۳۸بجز از کمر ندیدم سر موئی از میانت
  6. شمارهٔ ۳۹جانم از باده ی لعل تو خراب افتادست
  7. شمارهٔ ۴۰کارم از دست دل فرو بسته‌ست
  8. شمارهٔ ۴۱رنج از کسی بریم که دردش دوای ماست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.