پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵

اینهمه مستی ما مستی مستی دگرست

وین همه هستی ما هستی هستی دگرست

خیز و بیرون ز دو عالم وطنی حاصل کن

که برون از دو جهان جای نشستی دگرست

گفتم از دست تو سرگشته عالم گشتم

گفت این سر سبک امروز ز دستی دگرست

تا صبا قلب سر زلف تو در چین بشکست

هر زمان بر من دلخسته شکستی دگرست

کس چو من مست نیفتاد ز خمخانه ی عشق

گرچه در هر طرف از چشم تو مستی دگرست

تا بر آمد ز بنا گوش تو خورشید جمال

هر سر زلف تو خورشید پرستی دگرست

چون سپر نفکند از غمزه ی خوبان خواجو

زانک آن ناوک دلدوز ز شستی دگرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷نشان بی نشانان بی نشانیست
  2. شمارهٔ ۳۸بجز از کمر ندیدم سر موئی از میانت
  3. شمارهٔ ۳۹جانم از باده ی لعل تو خراب افتادست
  4. شمارهٔ ۴۰کارم از دست دل فرو بسته‌ست
  5. شمارهٔ ۴۱رنج از کسی بریم که دردش دوای ماست
  6. شمارهٔ ۴۲مائیم آن گدای که سلطان گدای ماست
  7. شمارهٔ ۴۳گر حرص زیر دست و طمع زیر پای تست
  8. شمارهٔ ۴۴مگذر ز ما که خاطر ما در قفای تست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.