پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

مائیم آن گدای که سلطان گدای ماست

ما زیر دست مهر و فلک زیر پای ماست

تا بر در سرای شما سر نهاده ایم

اقبال بنده ی در دولتسرای ماست

بودی بسیط خاک پر از های و هوی ما

و کنون جهان ز گریه پر از های های ماست

زینسان که در قفای تو از غم بسوختیم

گوئی که دود سوخته ئی در قفای ماست

تا کی زنید تیغ جفا بر شکستگان

سهلست اگر بقای شما در فنای ماست

گر برکشی و گر بکشی رای رای تست

هر چیز کان نه رای تو باشد نه رای ماست

آن کاشنای تست غریبست در جهان

وانکو غریب گشت ز خویش آشنای ماست

ما را اگر تو مشترییی این سعادتیست

بنمای رخ که دیدن رویت بهای ماست

خواجو که خاک پای گدایان کوی تست

شاهی کند گرش تو بگوئی گدای ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴مگذر ز ما که خاطر ما در قفای تست
  2. شمارهٔ ۴۵گر سر درآورد سرم آنجا که پای اوست
  3. شمارهٔ ۴۶بسکه مرغ سحری در غم گلزار بسوخت
  4. شمارهٔ ۴۷ای لبت باده فروش و دل من باده پرست
  5. شمارهٔ ۴۸رمضان آمد و شد کار صراحی از دست
  6. شمارهٔ ۴۹تا کی ندهی داد من ای داد ز دستت
  7. شمارهٔ ۵۰خنک آن باد که باشد گذرش بر کویت
  8. شمارهٔ ۵۱بر سر کوی عشق بازاریست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.