پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱

رنج از کسی بریم که دردش دوای ماست

زخم از کسی خوریم که رنجش شفای ماست

جائی سرای تست که جای سرای نیست

وانگه در سرای تو خلوتسرای ماست

گر ما خطا کنیم عطای تو بی‌حدّ است

نومیدی از عطای تو حدّ خطای ماست

روزی گدای کوی خودم خوان که بنده را

این سلطنت بس‌ است که گوئی گدای ماست

حاجت به خونبها نبوَد چون تو می‌کُشی

مقتول خنجر تو شدن خونبهای ماست

ما را به دست خویش بکش که‌آن نوازشست

دشنام اگر ز لفظ تو باشد دعای ماست

گر می‌کَشی رهینم و گر می‌کُشی رهی

هر ناسزا که آن ز تو آید سزای ماست

زهر ار چنانک دوست دهد نوش دارو است

درد ار چنانک یار فرستد دوای ماست

گفتم که ره برد به سراپردهٔ تو، گفت

خواجو که مَحرم حَرم کبریای ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳گر حرص زیر دست و طمع زیر پای تست
  2. شمارهٔ ۴۴مگذر ز ما که خاطر ما در قفای تست
  3. شمارهٔ ۴۵گر سر درآورد سرم آنجا که پای اوست
  4. شمارهٔ ۴۶بسکه مرغ سحری در غم گلزار بسوخت
  5. شمارهٔ ۴۷ای لبت باده فروش و دل من باده پرست
  6. شمارهٔ ۴۸رمضان آمد و شد کار صراحی از دست
  7. شمارهٔ ۴۹تا کی ندهی داد من ای داد ز دستت
  8. شمارهٔ ۵۰خنک آن باد که باشد گذرش بر کویت
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.