پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹

تا کی ندهی داد من ای داد ز دستت

رحم آر که خون در دلم افتاد ز دستت

تا دور شدی از برم ای طرفه ی بغداد

شد دامن من دجله ی بغداد ز دستت

از دست تو فردا بروم داد بخواهم

تا چند کشم محنت و بیداد ز دستت

بی شکّر شیرین تو بر درگه خسرو

بر سینه زنم سنگ چو فرهاد ز دستت

گر زانک بپای علمم راه نباشد

از دور من و خاک ره و داد ز دستت

از خاک سر کوی تو چون دور فتادیم

دادیم دل سوخته بر باد ز دستت

زینسان که بغم خوردن خواجو شده ئی شاد

شک نیست که هرگز نشود شاد ز دستت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱بر سر کوی عشق بازاریست
  2. شمارهٔ ۵۲گرت چو مورچه گرد شکربر آمده است
  3. شمارهٔ ۵۳دیشب دل ز ملک دو عالم خبر نداشت
  4. شمارهٔ ۵۴مسیح روح را مریم حجابست
  5. شمارهٔ ۵۵هیچ داری خبر ای یار که آن یار برفت
  6. شمارهٔ ۵۶یاد باد آن روز کز لب بوی جان می‌آمدت
  7. شمارهٔ ۵۷منزل ار یار قرین است چه دوزخ چه بهشت
  8. شمارهٔ ۵۸هر که او دیدهٔ مردم‌کش مستت دیده‌ست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.