پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

هیچ داری خبر ای یار که آن یار برفت

یا شنیدی ز کسی کان بت عیار برفت

غم کارم بخور امروز که شد کار از دست

دلم این لحظه نگهدار که دلدار برفت

که کند چاره ام این لحظه که بیچاره شدم

که دهد یاریم امروز که آن یار برفت

جهد کردم که ز دل بوکه برآید کاری

چکنم کاین دل محنت زده از کار برفت

این زمان بلبل دلسوخته گودم درکش

زانک آن طوطی خوش نغمه ز گلزار برفت

درد بیمار عجب گر بدوائی برسد

خاصه اکنون که طبیب از سر بیماری برفت

همچو آن فتنه که دیوانه ام از رفتارش

آدمی زاده ندیدم که پری وار برفت

بت ساغرکش من تا بشد از مجلس انس

آبروی قدح و رونق خمّار برفت

آن چه می بود که تا ساقی از آن می پیمود

کس ندیدیم که از میکده هشیار برفت

بوی انفاس تو خواجو همه عالم بگرفت

این چه عطرست که آب رخ عطّار برفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷منزل ار یار قرین است چه دوزخ چه بهشت
  2. شمارهٔ ۵۸هر که او دیدهٔ مردم‌کش مستت دیده‌ست
  3. شمارهٔ ۵۹رخت خورشید را یات جمالست
  4. شمارهٔ ۶۰بر سر کوی خرابات محبت کوئیست
  5. شمارهٔ ۶۱آه کز آهم مه و پروین بسوخت
  6. شمارهٔ ۶۲آن نگینی که منش می طلبم باجم نیست
  7. شمارهٔ ۶۳شوریده ئیست زلف تو کز بند جسته است
  8. شمارهٔ ۶۴ابر نیسان باغ را در لؤلؤی لالا گرفت
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.