پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

منزل ار یار قرین است چه دوزخ چه بهشت

سجده‌گه گر به نیاز است چه مسجد چه کنشت

جای آسایش مشتاق چه هامون و چه کوه

رهزن خاطر عشّاق چه زیبا و چه زشت

عشقبازی نه به بازی‌ست که دانندهٔ غیب

عشق در طینت آدم نه به بازیچه سرشت

تا چه کردم که ز بدنامی و رسوایی من

ساکن دیر مغانم به خرابات نهشت

گر سر تربت من باز گشایی بینی

قالبم سوخته و گل شده از خون همه خشت

همچو بالای تو در باغ کسی سرو ندید

همچو رخسار تو دهقان به چمن لاله نکشت

بر گل روی تو آن خال معنبر که نشاند

بر مه عارضت آن خطّ مسلسل که نوشت

هر که بیند که تو از باغ برون می‌آیی

گوید این حور چرا خیمه برون زد ز بهشت

تا به چشمت همه پاکیزه نماید خواجو

خاک شو بر گذر مردم پاکیزه‌سرشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹رخت خورشید را یات جمالست
  2. شمارهٔ ۶۰بر سر کوی خرابات محبت کوئیست
  3. شمارهٔ ۶۱آه کز آهم مه و پروین بسوخت
  4. شمارهٔ ۶۲آن نگینی که منش می طلبم باجم نیست
  5. شمارهٔ ۶۳شوریده ئیست زلف تو کز بند جسته است
  6. شمارهٔ ۶۴ابر نیسان باغ را در لؤلؤی لالا گرفت
  7. شمارهٔ ۶۵در شب زلف تو مهتابی خوشست
  8. شمارهٔ ۶۶شمع ما مأمول هر پروانه نیست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.