پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

مسیح روح را مریم حجابست

بهشت وصل را آدم حجابست

دلا در عاشقی محروم چه جوئی

که پیش عاشقان محرم حجابست

برو خود همدم خود باش اگرچه

بر صاحبدلان همدم حجابست

مکش جعدش که پیش روی جانان

شکنج طرّه پر خم حجابست

ز هستی در گذر زیرا که در عشق

نه هستی شور و مستی هم حجابست

اگر دم درکشی عیسی وقتی

که در راه مسیحا دم حجابست

بخون در کعبه باید غسل کردن

که آب چشمه ی زمزم حجابست

بخاتم ملک جم نتوان گرفتن

که پیش اهل دل خاتم حجابست

زیم حاصل نگردد گوهر عشق

که در راه حقیقت یم حجابست

اگر مرد رهی بگذر ز عالم

که نزد رهروان عالم حجابست

برو خواجو که پیش روی بلقیس

اگر نیکو ببینی جم حجابست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶یاد باد آن روز کز لب بوی جان می‌آمدت
  2. شمارهٔ ۵۷منزل ار یار قرین است چه دوزخ چه بهشت
  3. شمارهٔ ۵۸هر که او دیدهٔ مردم‌کش مستت دیده‌ست
  4. شمارهٔ ۵۹رخت خورشید را یات جمالست
  5. شمارهٔ ۶۰بر سر کوی خرابات محبت کوئیست
  6. شمارهٔ ۶۱آه کز آهم مه و پروین بسوخت
  7. شمارهٔ ۶۲آن نگینی که منش می طلبم باجم نیست
  8. شمارهٔ ۶۳شوریده ئیست زلف تو کز بند جسته است
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.