پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

خنک آن باد که باشد گذرش بر کویت

روشن آن دیده که افتد نظرش بر رویت

صید آن مرغ شوم کو گذرد بر بامت

خاک آن باد شوم کو بمن آرد بویت

زلف هندوی تو باید که پریشان نشود

زانک پیوسته بود همره و هم زانویت

سحرا گر زانک جنینست که من می نگرم

خواب هاروت ببندد بفسون جادویت

بیم آنست که دیوانه شوم چون بینم

روی آن آب که زنجیر شود چون مویت

عین سحرست که هر لحظه برو به بازی

شیرگیری کند و صید پلنگ آهویت

روز محشر که سر از خاک لحد بردارند

هر کسی روی بسوئی کند و من سویت

مرغ دل صید کمانخانه ی ابروی تو شد

چه کمانست که پیوسته کشد ابرویت

بر سر کوی تو خواجو ز سگی کمتر نیست

گاه گاهی چه بود گر گذرد در کویت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲گرت چو مورچه گرد شکربر آمده است
  2. شمارهٔ ۵۳دیشب دل ز ملک دو عالم خبر نداشت
  3. شمارهٔ ۵۴مسیح روح را مریم حجابست
  4. شمارهٔ ۵۵هیچ داری خبر ای یار که آن یار برفت
  5. شمارهٔ ۵۶یاد باد آن روز کز لب بوی جان می‌آمدت
  6. شمارهٔ ۵۷منزل ار یار قرین است چه دوزخ چه بهشت
  7. شمارهٔ ۵۸هر که او دیدهٔ مردم‌کش مستت دیده‌ست
  8. شمارهٔ ۵۹رخت خورشید را یات جمالست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.