پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲

گرت چو مورچه گرد شکربر آمده است

تو خوش بر آی که با جان برابر آمده است

بنوش لعل روان چون زمرّد سبزت

نگین خاتم یاقوت احمر آمده است

چشمه ی نوش تو سبزه گر بدمید

ترش مشو که نبات از شکر برآمده است

بگرد چشمه ی نوش تو سبزه گر بدمید

ترش مشو که نبات از شکر برآمده است

ز خطّ سبز تو نسخم خوش آمدی و کنون

خط غبار تو خود زان نکوتر آمده است

تو خوش درآو مشو در خط از من مسکین

که خط بگرد عذار تو خوش در آمده است

شه حبش که ز سر حدّ شام بیرون راند

کنون بتاختن ملک خاور آمده است

ز سهم ناوک ترکان غمزه ات گوئی

که هندوئیست که نزد زره گر آمده است

کند بسنبل گردنگشت زمانه خطاب

که خادمی تو در شان عنبر آمده است

میان مشک و خطت فرق نیست یک سر موی

ولیک موی تو از مشک بر سر آمده است

گمان مبر که برفت آب لعلت از خط سبز

که لعل را خط پیروزه زیور آمده است

بیا بدیده ی خواجو نگر که خط سیاه

بگرد روی چو ماهت چه در خور آمده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴مسیح روح را مریم حجابست
  2. شمارهٔ ۵۵هیچ داری خبر ای یار که آن یار برفت
  3. شمارهٔ ۵۶یاد باد آن روز کز لب بوی جان می‌آمدت
  4. شمارهٔ ۵۷منزل ار یار قرین است چه دوزخ چه بهشت
  5. شمارهٔ ۵۸هر که او دیدهٔ مردم‌کش مستت دیده‌ست
  6. شمارهٔ ۵۹رخت خورشید را یات جمالست
  7. شمارهٔ ۶۰بر سر کوی خرابات محبت کوئیست
  8. شمارهٔ ۶۱آه کز آهم مه و پروین بسوخت
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.