پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹

جانم از باده ی لعل تو خراب افتادست

دلم از آتش هجر تو کباب افتادست

گرچه خواب آیدت ای فتنه ی مستان در چشم

هر که از چشم و رخت بی خور و خواب افتادست

باز مرغ دل من در گره زلف کژت

همچو کبکیست که در چنگ عقاب افتادست

ایکه بالای بلند تو بلای دل ماست

دلم از چشم تو در عین عذاب افتادست

دست گیرید که در لجّه ی دریای سرشک

تن من همچو خسی بر سر آب افتادست

خبر من بسر کوی خرابات برید

که خرابی من از باده ی ناب افتادست

تا چه مرغم که مرا هر که ببیند گوید

بنگر این پشّه که در جام شراب افتادست

خرّم آن صید که در قید تو گشتست اسیر

حبذا دعد که در چنگ رباب افتادست

ای حریفان بشتابید که مسکین خواجو

بر سر کوی خرابات خراب افتادست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱رنج از کسی بریم که دردش دوای ماست
  2. شمارهٔ ۴۲مائیم آن گدای که سلطان گدای ماست
  3. شمارهٔ ۴۳گر حرص زیر دست و طمع زیر پای تست
  4. شمارهٔ ۴۴مگذر ز ما که خاطر ما در قفای تست
  5. شمارهٔ ۴۵گر سر درآورد سرم آنجا که پای اوست
  6. شمارهٔ ۴۶بسکه مرغ سحری در غم گلزار بسوخت
  7. شمارهٔ ۴۷ای لبت باده فروش و دل من باده پرست
  8. شمارهٔ ۴۸رمضان آمد و شد کار صراحی از دست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.