پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

حسن تو نهایت جمالست

لطف تو بغایت کمالست

با زلف تو هر که را سری هست

سر در قدم تو پایمالست

بی روی تو زندگی حرامست

وز دست تو جام می حلالست

باز آی که بی رخ تو ما را

از صحبت خویشتن ملالست

جانم که تذرو باغ عشقست

زین گونه شکسته پرّ و بالست

مرغ دل من هوا نگیرد

زانرو که چنین شکسته بالست

این نفحه ی روضه ی بهشتست

با نکهت گلشن وصالست

این خود چه شمامه ی شمیمست

وین خود چه شمایل شمالست

خواجو بلب تو آرزومند

چون تشنه به شربت زلالست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰باغ و صحرا با سهی سروان نسرین بر خوشست
  2. شمارهٔ ۲۱خطت که کتابه ی جمالست
  3. شمارهٔ ۲۲شامش از صبح فروزنده در آویخته است
  4. شمارهٔ ۲۳بشکست دل تنگ من خسته کزین دست
  5. شمارهٔ ۲۴نظری کن اگرت خاطر دوریشانست
  6. شمارهٔ ۲۵خطر بادیه ی عشق تو بیش از پیشست
  7. شمارهٔ ۲۶رخ دل فروز تو ماهی خوشست
  8. شمارهٔ ۲۷من به قول دشمنان هرگز نگیرم ترک دوست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.