پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

باغ و صحرا با سهی سروان نسرین بر خوشست

خلوت و مهتاب با خوبان مه پیکر خوشست

غنچه چون زر دارد ار خوش دل بود عیبش مکن

راستی را هر چه بینی در جهان بارز خوشست

کاشکی بودی مرا شادی اگر دینار نیست

زانک با دینار و شادی ملکت سنجر خوشست

چون خلیل ار در میان آتش افتادم چه باک

کاتش نمرود ما را بابت آذر خوشست

ایکه می گوئی مرا با ماهرویان سرخوشیست

پای در نه گر حدیث خنجرت در سر خوشست

بی لب شیرین نباید خسروی فرهاد را

ز آنک شاهی با لب شیرین چون شکّر خوشست

گر چمن خلدست ما را بی لبش مطلوب نیست

تشنه را در باغ رضوان بر لب کوثر خوشست

هرکرا بینی بعالم دل بچیزی خوش بود

عاشقانرا دل بیاد چهره ی دلبر خوشست

باده در ساغر فکن خواجو که بر یاد لبش

جام صافی بر کف و لب بر لب ساغر خوشست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲شامش از صبح فروزنده در آویخته است
  2. شمارهٔ ۲۳بشکست دل تنگ من خسته کزین دست
  3. شمارهٔ ۲۴نظری کن اگرت خاطر دوریشانست
  4. شمارهٔ ۲۵خطر بادیه ی عشق تو بیش از پیشست
  5. شمارهٔ ۲۶رخ دل فروز تو ماهی خوشست
  6. شمارهٔ ۲۷من به قول دشمنان هرگز نگیرم ترک دوست
  7. شمارهٔ ۲۸نفسی همدم ما باش که عالم نفسیست
  8. شمارهٔ ۲۹کاروان خیمه بصحرا زد و محمل بگذشت
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.