پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

ترا با ما اگر صلحست جنگست

نمی دانم دگر بار این چه ینگست

به نقلی زان دهان کامم برآور

نه آخر پسته در بازار تنگست

چرا این قامت همچون کمانم

ز چشم افکنده ئی گوئی خدنگست

ز اشکم سنگ می گردد ولیکن

نمی گردد دلت یا رب چه سنگست

بده ساقی که آن آئینه جان

کند روشن شراب همچو زنگست

بدار ای مدعی از دامنم چنگ

ترا باری عنان دل بچنگست

زبان درکش که ما را رهزن دل

نوای مطرب و آواز چنگست

از آن از اشک خالی نیست چشمم

که پندارم شراب لاله رنگست

اگر در دفتری وقتی بیابی

قلم در نام خواجو کش که ننگست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱خطت که کتابه ی جمالست
  2. شمارهٔ ۲۲شامش از صبح فروزنده در آویخته است
  3. شمارهٔ ۲۳بشکست دل تنگ من خسته کزین دست
  4. شمارهٔ ۲۴نظری کن اگرت خاطر دوریشانست
  5. شمارهٔ ۲۵خطر بادیه ی عشق تو بیش از پیشست
  6. شمارهٔ ۲۶رخ دل فروز تو ماهی خوشست
  7. شمارهٔ ۲۷من به قول دشمنان هرگز نگیرم ترک دوست
  8. شمارهٔ ۲۸نفسی همدم ما باش که عالم نفسیست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.