پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

رخ دل فروز تو ماهی خوشست

خط عنبرینت سیاهی خوشست

شب گیسویت هست سال دراز

ولی روز روی تو ماهی خوشست

از آن چین زلف تو شد جای دل

که هندوستان جایگاهی خوشست

اگر نیست ضعفی در آن چشم مست

چرا گاه بیمار و گاهی خوشست

از آن مه بروی تو آرد پناه

که روی تو پشت و پناهی خوشست

صبوحی گناهست در پای سرو

ولی راستی را گناهی خوشست

اگرچه ره عقل و دین می زنی

بزن مطرب این ره که راهی خوشست

گرت اسب بر سر دواند رواست

بنه پیش او رخ که شاهی خوشست

بچشم کرم سوی خواجو نگر

که در چشم مستت نگاهی خوشست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸نفسی همدم ما باش که عالم نفسیست
  2. شمارهٔ ۲۹کاروان خیمه بصحرا زد و محمل بگذشت
  3. شمارهٔ ۳۰چو سرچشمه ی چشم من دیده است
  4. شمارهٔ ۳۱چو آن فتنه از خواب سر برگرفت
  5. شمارهٔ ۳۲بسته ی بند تو از هر دو جهان آزادست
  6. شمارهٔ ۳۳آن جوهر جانست که در گوهر کانست
  7. شمارهٔ ۳۴جان هر زنده‌دلی زنده به جانی دگرست
  8. شمارهٔ ۳۵اینهمه مستی ما مستی مستی دگرست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.