پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵

خطر بادیه ی عشق تو بیش از پیشست

این چه دامست که دور از تو مرا در پیشست

ایکه درمان جگر سوختگان می سازی

مرهمی بر دل ما نه که بغایت ریشست

دیده هر چند بر آتش زند آبم لیکن

حدّت آتش سودای تو از حد بیشست

باده می نوشم و خون از جگرم می جوشد

زانک بی لعل توام باده نوشین نیشست

عاشق اندیشه ی دوری نتواند کردن

دوربینی صفت عاقل دور اندیشست

گر مراد دل درویش برآری چه شود

زانک سلطان بر صاحب نظران درویشست

آشنایان همه بیگانه شدند از خواجو

لیکن او را همه این محنت و درد از خویشست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷من به قول دشمنان هرگز نگیرم ترک دوست
  2. شمارهٔ ۲۸نفسی همدم ما باش که عالم نفسیست
  3. شمارهٔ ۲۹کاروان خیمه بصحرا زد و محمل بگذشت
  4. شمارهٔ ۳۰چو سرچشمه ی چشم من دیده است
  5. شمارهٔ ۳۱چو آن فتنه از خواب سر برگرفت
  6. شمارهٔ ۳۲بسته ی بند تو از هر دو جهان آزادست
  7. شمارهٔ ۳۳آن جوهر جانست که در گوهر کانست
  8. شمارهٔ ۳۴جان هر زنده‌دلی زنده به جانی دگرست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.