پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱

خطت که کتابه ی جمالست

سر نامه ی نامه کمالست

ماهی تو و مشتریت مهرست

شاهی تو و حاجبت هلالست

آن خال سیاه هندو آسا

هندوچه ی گلشن جمالست

از مویه تنم بسان مویست

وز ناله دلم بشکل نالست

آنجا که توئی اگر فراقست

اینجا که منم همه وصالست

در عالم صورت ارچه هجرست

در عالم معنی اتصالست

آنرا که نبوده است حالی

این حال بنزد او محالست

هر چند که مهر راز والیست

مهر رخ دوست بی زوالست

خواجو که شد از غمت خیالی

گر دل ز تو برکند خیالست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳بشکست دل تنگ من خسته کزین دست
  2. شمارهٔ ۲۴نظری کن اگرت خاطر دوریشانست
  3. شمارهٔ ۲۵خطر بادیه ی عشق تو بیش از پیشست
  4. شمارهٔ ۲۶رخ دل فروز تو ماهی خوشست
  5. شمارهٔ ۲۷من به قول دشمنان هرگز نگیرم ترک دوست
  6. شمارهٔ ۲۸نفسی همدم ما باش که عالم نفسیست
  7. شمارهٔ ۲۹کاروان خیمه بصحرا زد و محمل بگذشت
  8. شمارهٔ ۳۰چو سرچشمه ی چشم من دیده است
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.