پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷

پیش صاحب‌نظران ملک سلیمان بادست

بلکه آن است سلیمان که ز ملک آزادست

آن که گویند که بر آب نهاد است جهان

مشنو ای خواجه که چون درنگری بر بادست

هر نفس مهر فلک بر دگری می‌افتد

چه توان کرد چو این سفله چنین افتادست

دل در این پیرزن عشوه‌گر دهر مبند

کاین عروسیست که در عقد بسی دامادست

یاد دار این سخن از من که پس از من گویی

یاد باد آن که مرا این سخن از وی یادست

آن که شدّاد در ایوان ز زرافکندی خشت

خشت ایوان شه اکنون ز سر شدّادست

خاک بغداد به مرگ خلفا می‌گرید

ورنه این شطّ روان چیست که در بغدادست

گر پر از لالهٔ سیراب بود دامن کوه

مرو از راه که آن خون دل فرهادست

همچو نرگس بگشا چشم و ببین کاندر خاک

چند روی چو گل و قامت چون شمشادست

خیمهٖٔ انس مزن بر در این کهنه رباط

که اساسش همه بی‌موقع و بی‌بنیادست

حاصلی نیست به جز غم ز جهان خواجو را

شادی جان کسی کو ز جهان آزادست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹ترا با ما اگر صلحست جنگست
  2. شمارهٔ ۲۰باغ و صحرا با سهی سروان نسرین بر خوشست
  3. شمارهٔ ۲۱خطت که کتابه ی جمالست
  4. شمارهٔ ۲۲شامش از صبح فروزنده در آویخته است
  5. شمارهٔ ۲۳بشکست دل تنگ من خسته کزین دست
  6. شمارهٔ ۲۴نظری کن اگرت خاطر دوریشانست
  7. شمارهٔ ۲۵خطر بادیه ی عشق تو بیش از پیشست
  8. شمارهٔ ۲۶رخ دل فروز تو ماهی خوشست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.