پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶

ای دل نگفتمت که ز زلفش عنان بتاب

کاهنگ چین خطا بود از بهر مشک ناب

ای دل نگفتمت که ز لعلش مجوی کام

هر چند کام مست نباشد مگر شراب

ای دل نگفتمت که به چشمش نظر مکن

کز غم چنان شوی که نبینی به خواب خواب

ای دل نگفتمت که ز ترکان بتاب روی

زانرو که تَرکِ تُرکِ ختائی بود صواب

ای دل نگفتمت که مرو در کمند عشق

آخر به قصد خویش چرا می‌کنی شتاب

ای دل نگفتمت که اگر تشنه مرده‌ای

سیراب کی شود جگر تشنه از شراب

ای دل نگفتمت که منال ارچه روشنست

کز زخم گوشمال فغان می‌کند رباب

ای دل نگفتمت که مریز آبروی خویش

پیش رخی کزو برود آبروی آب

ای دل نگفتمت که ز خوبان مجوی مهر

زان‌رو که ذرّه مهر نجوید ز آفتاب

ای دل نگفتمت که درین باغ دل مبند

کز این درت جوی نگشاید به هیچ باب

ای دل نگفتمت که مشو پایبند او

زیرا که کبک را نبود طاقت عقاب

ای دل نگفتمت که مرو در هوای دل

طاووس را چه غم ز هواداری ذُباب

ای دل نگفتمت که طمع برکن از لبش

هر چند بی نمک نبود لذّت کباب

ای دل نگفتمت که سر از سنبلش مپیچ

که افتی از آن کمند چو خواجو در اضطراب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸حسن تو نهایت جمالست
  2. شمارهٔ ۱۹ترا با ما اگر صلحست جنگست
  3. شمارهٔ ۲۰باغ و صحرا با سهی سروان نسرین بر خوشست
  4. شمارهٔ ۲۱خطت که کتابه ی جمالست
  5. شمارهٔ ۲۲شامش از صبح فروزنده در آویخته است
  6. شمارهٔ ۲۳بشکست دل تنگ من خسته کزین دست
  7. شمارهٔ ۲۴نظری کن اگرت خاطر دوریشانست
  8. شمارهٔ ۲۵خطر بادیه ی عشق تو بیش از پیشست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.