پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳

بگذر ای خواجه و بگذار مرامست اینجا

که برون شد دل سرمست من از دست اینجا

چون توانم شد از اینجا که غمش موی کشان

دلم آورد و بزنجیر فروبست اینجا

تا نگوئی که من اینجا ز چه مست افتادم

هیچ هشیار نیامد که نشد مست اینجا

کیست این فتنه ی نوخاسته کز مهر رخش

این دل شیفته حال آمد و بنشست اینجا

دل مسکین مرا نیست در اینجا قدری

زانک صد دل چو دل خستهٔ من هست اینجا

دوش کز ساغر دل خون جگر می خوردم

شیشه ناگه بشد از دستم و بشکست اینجا

نام خواجو مبر ای خواجه درین ورطه که هست

صد چو آن خسته ی دلسوخته در شست اینجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵آنک بر هر طرفی منتظرانند او را
  2. شمارهٔ ۶بگوئید ای رفیقان ساربان را
  3. شمارهٔ ۷چو در گره فکنی آن کمند پرچین را
  4. شمارهٔ ۸ای به ناوک زده چشم تو یک‌اندازان را
  5. شمارهٔ ۹بده آن راحِ روان‌پرورِ ریحانی را
  6. شمارهٔ ۱۰من مستم و دل خراب جان تشنه و ساغر آب
  7. شمارهٔ ۱۱رفت دوشم نفسی دیدهٔ گریان در خواب
  8. شمارهٔ ۱۲ای جان من بیاد لبت تشنه بر شراب
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.