پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

ای جان من بیاد لبت تشنه بر شراب

هر دم بجام لعل لبت تشنه تر شراب

در ده قدح که مردم چشمم نشسته است

در آرزوی نرگس مست تو در شراب

ما را ز جام باده لعلت گزیر نیست

آری مراد مست نباشد مگر شراب

بر من بخاک پات که مانند آتشست

گر آب می خورم بهوایت و گر شراب

هر دم که در دلم گذرد نیش غمزه ات

گردد ز غصّه بر دل من نیشتر شراب

در گردش آر جام طرب تا مرا دمی

از گردش زمانه کند بیخبر شراب

هر دم بروی زرد فرو ریزدم سرشک

چشمم نگر که می دهد از جام زر شراب

خواجو ز بسکه جام میش یاد می کنی

در جان می پرست تو گردست اثر شراب

بازار بغربت از می و مستی که نزد عقل

بر خستگان غریب بود در سفر شراب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴ای لب میگون تو هم شکر و هم شراب
  2. شمارهٔ ۱۵هرکه در عهد ازل مست شد از جام شراب
  3. شمارهٔ ۱۶ای دل نگفتمت که ز زلفش عنان بتاب
  4. شمارهٔ ۱۷پیش صاحب‌نظران ملک سلیمان بادست
  5. شمارهٔ ۱۸حسن تو نهایت جمالست
  6. شمارهٔ ۱۹ترا با ما اگر صلحست جنگست
  7. شمارهٔ ۲۰باغ و صحرا با سهی سروان نسرین بر خوشست
  8. شمارهٔ ۲۱خطت که کتابه ی جمالست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.