پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

ای لب میگون تو هم شکر و هم شراب

وی دل پرخون من هم نمک و هم کباب

خطّ و لب دلکشت طوطی و شکرّستان

زلف و رخ مهوشت تیره شب و ماهتاب

موی تو و شخص من پر گره و پرشکن

چشم تو و بخت من مست می و مست خواب

گر تو بتیغم زنی کز نظرم دور شو

سایه نگردد جدا ذرّه ئی از آفتاب

لعل تو در چشم من باده بود در قدح

مهر تو در جان من گنج بود در خراب

صعب تر از درد من در غم هجران او

دوزخیان را به حشر هیچ نباشد عذاب

ای تن اگر بیدلی سر ز کمندش مپیچ

وی دل اگر عاشقی روی ز مهرش متاب

لعبت چشمم دمی دور نگردد ز اشک

زانک نگیرد کنار مردم دریا ز آب

روی ز خواجو مپوش ورنه بر آرد خروش

بر در دستور شرق آصف گردون جناب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶ای دل نگفتمت که ز زلفش عنان بتاب
  2. شمارهٔ ۱۷پیش صاحب‌نظران ملک سلیمان بادست
  3. شمارهٔ ۱۸حسن تو نهایت جمالست
  4. شمارهٔ ۱۹ترا با ما اگر صلحست جنگست
  5. شمارهٔ ۲۰باغ و صحرا با سهی سروان نسرین بر خوشست
  6. شمارهٔ ۲۱خطت که کتابه ی جمالست
  7. شمارهٔ ۲۲شامش از صبح فروزنده در آویخته است
  8. شمارهٔ ۲۳بشکست دل تنگ من خسته کزین دست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.