پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

رفت دوشم نفسی دیدهٔ گریان در خواب

دیدم آن نرگس پر فتنهٔ فتّان در خواب

خیمه بر صحن چمن زن که کنون در بستان

نتوان رفت ز بوی گل و ریحان در خواب

بود آیا که شود بخت من خسته بلند

کآیدم قامت آن سرو خرامان در خواب

ای خوشا با تو صبوحی و ز جام سحری

پاسبان بی‌خبر افتاده و دربان در خواب

فتنه برخاسته و باده‌پرستان در شور

شمع بنشسته و چشم خوش مستان در خواب

آیدم زلف تو در خواب و پریشانم ازین

که بود شور و بلا دیدن ثعبان در خواب

صبر ایوب بباید که شبی دست دهد

که رود چشمم از اندیشهٔ کرمان در خواب

بلبل دلشده چون در کف صیاد افتاد

باز بیند چمن و طرف گلستان در خواب

دوش خواجو چو حریفان همه در خواب شدند

نشد از زمزمهٔ مرغ سحرخوان در خواب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳ساقی سیمبر بیار شراب
  2. شمارهٔ ۱۴ای لب میگون تو هم شکر و هم شراب
  3. شمارهٔ ۱۵هرکه در عهد ازل مست شد از جام شراب
  4. شمارهٔ ۱۶ای دل نگفتمت که ز زلفش عنان بتاب
  5. شمارهٔ ۱۷پیش صاحب‌نظران ملک سلیمان بادست
  6. شمارهٔ ۱۸حسن تو نهایت جمالست
  7. شمارهٔ ۱۹ترا با ما اگر صلحست جنگست
  8. شمارهٔ ۲۰باغ و صحرا با سهی سروان نسرین بر خوشست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.