پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۵

آنک بر هر طرفی منتظرانند او را

ننگرد هیچ که خلقی نگرانند او را

سرو را بر سر سرچشمه اگر جای بود

جای آن هست که بر چشم نشانند او را

حیف باشد که چنان روی ببیند هر کس

زانک کوته نظران قدر ندانند او را

هست مقصود دلم زان لب شیرین شکری

بود آیا که بمقصود رسانند او را

راز عشّاق چو از اشک نماند پنهان

فرض عینست که از دیده برانند او را

هر که جان در قدمش بازد و قدری داند

اهل دل عاشق جانباز نخوانند او را

خواجو ار تشنه بمیرد بجز از مردم چشم

آبی این طایفه بر لب نچکانند او را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷چو در گره فکنی آن کمند پرچین را
  2. شمارهٔ ۸ای به ناوک زده چشم تو یک‌اندازان را
  3. شمارهٔ ۹بده آن راحِ روان‌پرورِ ریحانی را
  4. شمارهٔ ۱۰من مستم و دل خراب جان تشنه و ساغر آب
  5. شمارهٔ ۱۱رفت دوشم نفسی دیدهٔ گریان در خواب
  6. شمارهٔ ۱۲ای جان من بیاد لبت تشنه بر شراب
  7. شمارهٔ ۱۳ساقی سیمبر بیار شراب
  8. شمارهٔ ۱۴ای لب میگون تو هم شکر و هم شراب
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.