پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۹

بده آن راحِ روان‌پرورِ ریحانی را

که به کاشانه کشیم آن بتِ روحانی را

من به دیوانگی ار فاش شدم معذورم

کان پری صید کند دیو سلیمانی را

سر به پای فَرَسَش درفکنم همچون گوی

چون برین درکشد آن ابلق چوگانی را

برو ای خواجه اگر زانک به صد جان عزیز

می‌فروشند بخر یوسف کنعانی را

گر تو انکار کنی مستی ما را چه عجب

کافران کفر شمارند مسلمانی را

ابر چشمم چو شود سیل‌فشان از لاله

کوه در دوش کشد جامهٔ بارانی را

کام درویش جز این نیست که بر وِفقِ مُراد

باز بیند عَلَمِ دولتِ سلطانی را

چشم خواجو چو سر طبلهٔ دُر بگشاید

از حیا آب کند گوهر عمّانی را

دل این سوخته بربود و به دربان گوید

که بران از درم آن شاعر کرمانی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱رفت دوشم نفسی دیدهٔ گریان در خواب
  2. شمارهٔ ۱۲ای جان من بیاد لبت تشنه بر شراب
  3. شمارهٔ ۱۳ساقی سیمبر بیار شراب
  4. شمارهٔ ۱۴ای لب میگون تو هم شکر و هم شراب
  5. شمارهٔ ۱۵هرکه در عهد ازل مست شد از جام شراب
  6. شمارهٔ ۱۶ای دل نگفتمت که ز زلفش عنان بتاب
  7. شمارهٔ ۱۷پیش صاحب‌نظران ملک سلیمان بادست
  8. شمارهٔ ۱۸حسن تو نهایت جمالست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.