پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۸

ای به ناوک زده چشم تو یک‌اندازان را

کشته افعی تو در حلقه فسون‌سازان را

جان ز دست تو ندانم به چه بازی ببرم

پشّه آن نیست که بازیچه دهد بازان را

دل چو دادم به تو عقلم ز کجا خواهد ماند

مال کی جمع شود خانه براندازان را

عندلیبان سحرخوان چو در آواز آیند

می بیارید و بخوانید خوش‌آوازان را

پایکوبان چو در آیند به دست‌افشانی

دست گیرند به یک جرعه سراندازان را

زیردستان که ندارند به جز باد به دست

هر نفس در قدم افتند سرافرازان را

با تو خواجو چو شد ارزانک نظر می‌بازد

دیده نتوان که بدوزند نظربازان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰من مستم و دل خراب جان تشنه و ساغر آب
  2. شمارهٔ ۱۱رفت دوشم نفسی دیدهٔ گریان در خواب
  3. شمارهٔ ۱۲ای جان من بیاد لبت تشنه بر شراب
  4. شمارهٔ ۱۳ساقی سیمبر بیار شراب
  5. شمارهٔ ۱۴ای لب میگون تو هم شکر و هم شراب
  6. شمارهٔ ۱۵هرکه در عهد ازل مست شد از جام شراب
  7. شمارهٔ ۱۶ای دل نگفتمت که ز زلفش عنان بتاب
  8. شمارهٔ ۱۷پیش صاحب‌نظران ملک سلیمان بادست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.