پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۴

خرقه رهن خانه ی خمّار دارد پیر ما

ای همه رندان مرید پیر ساغر گیر ما

گر شدیم از باده بدنام جهان تدبیر چیست

همچنین رفتست در عهد ازل تقدیر ما

سرو را باشد سماع از ناله ی دلسوز مرغ

مرغ را باشد صداع از ناله ی شبگیر ما

داوری پیش که شاید برد اگر بی موجبی

خون درویشان بی طاقت بریزد میر ما

هم مگر لطف تو گردد عذر خواه بندگان

ورنه معلومست کز حد می رود تقصیر ما

صید آن آهوی روبه باز صیاد توئیم

ما شکار افتاده و شیر فلک نخجیر ما

تا دل دیوانه در زنجیر زلفت بسته ایم

ای بسا عاقل که شد دیوانه ی زنجیر ما

از خدنگ آه عالم سوز ما غافل مشو

کز کمان نرم زخمش سخت باشد تیر ما

ره مده در خانقه خواجو کسی را کاین نفس

با جوانان عشرتی دارد به خلوت پیر ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶بگوئید ای رفیقان ساربان را
  2. شمارهٔ ۷چو در گره فکنی آن کمند پرچین را
  3. شمارهٔ ۸ای به ناوک زده چشم تو یک‌اندازان را
  4. شمارهٔ ۹بده آن راحِ روان‌پرورِ ریحانی را
  5. شمارهٔ ۱۰من مستم و دل خراب جان تشنه و ساغر آب
  6. شمارهٔ ۱۱رفت دوشم نفسی دیدهٔ گریان در خواب
  7. شمارهٔ ۱۲ای جان من بیاد لبت تشنه بر شراب
  8. شمارهٔ ۱۳ساقی سیمبر بیار شراب
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.