پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی

غزلیات

۲۶۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ اهل دل را خبر از عالم جان آوردیم
  2. شمارهٔ ۱۸۲ اشارت کرده بودی تا بیایم
  3. شمارهٔ ۱۸۳ ما بدرگاه تو از کوی نیاز آمده ایم
  4. شمارهٔ ۱۸۴ نوبتی صبح برآمد ببام
  5. شمارهٔ ۱۸۵ امروز که من عاشق و دیوانه و مستم
  6. شمارهٔ ۱۸۶ این چه بادست کزو بوی شما می شنوم
  7. شمارهٔ ۱۸۷ این چه بویست که از باد صبا می‌شنوم
  8. شمارهٔ ۱۸۸ تخفیف کن از دور من این باده که مستم
  9. شمارهٔ ۱۸۹ سلامی بجانان فرستاده ام
  10. شمارهٔ ۱۹۰ ما جرعه چشانیم ولی خضرو شانیم
  11. شمارهٔ ۱۹۱ عارض ترکان نگر در چین جعد مشک فام
  12. شمارهٔ ۱۹۲ هر دم آرد باد صبح از روضه ی رضوان پیام
  13. شمارهٔ ۱۹۳ دلداده‌ایم وز پی دلدار می‌رویم
  14. شمارهٔ ۱۹۴ من همان به که بسوزم ز غم و دم نزنم
  15. شمارهٔ ۱۹۵ نیست بی روی تو میل گل و برگ سمنم
  16. شمارهٔ ۱۹۶ باز هشیار برون رفته و مست آمده ایم
  17. شمارهٔ ۱۹۷ کی آمدی ز تتارای صبای مشک نسیم
  18. شمارهٔ ۱۹۸ نسیم باد بهاری وزید خیز ندیم
  19. شمارهٔ ۱۹۹ برآمد بانگ مرغ و نوبت بام
  20. شمارهٔ ۲۰۰ من ز دست دیده و دل در بلا افتاده‌ام
  21. شمارهٔ ۲۰۱ هیچ می دانی که دیشب در غمش چون بوده ام
  22. شمارهٔ ۲۰۲ گر شدیم از کویت ای ترک ختا باز آمدیم
  23. شمارهٔ ۲۰۳ ز باد نکهت زلف دو تات می جوئیم
  24. شمارهٔ ۲۰۴ ای شام زلفت بتخانه ی چین
  25. شمارهٔ ۲۰۵ هندوی آن کاکل ترکانه می باید شدن
  26. شمارهٔ ۲۰۶ گهیکه جان رود از چشم ناتوان بیرون
  27. شمارهٔ ۲۰۷ بلبل خوش سرای شد مطرب مجلس چمن
  28. شمارهٔ ۲۰۸ بعقل کی متصوّر شود فنون جنون
  29. شمارهٔ ۲۰۹ ای غمزه ی جادویت افسونگر بیماران
  30. شمارهٔ ۲۱۰ هر زمان آهنگ بیزاریش بین
  31. شمارهٔ ۲۱۱ نی نگر با اهل دل هر دم به معنی در سخن
  32. شمارهٔ ۲۱۲ سرو را گل بار نبود گر بود نبود چنین
  33. شمارهٔ ۲۱۳ سنبل سیه بر سمن مزن
  34. شمارهٔ ۲۱۴ خطّ زنگاری نگر از سبزه برگرد سمن
  35. شمارهٔ ۲۱۵ ای زلف تو زنجیر دل حلقه ربایان
  36. شمارهٔ ۲۱۶ ای کفر سر زلف تو غارتگر ایمان
  37. شمارهٔ ۲۱۷ زهی خطی بخطا برده سوی خطّه ی چین
  38. شمارهٔ ۲۱۸ یا رب ز باغ وصل نسیمی بمن رسان
  39. شمارهٔ ۲۱۹ ای ز سنبل بسته شادروان مشکین بر سمن
  40. شمارهٔ ۲۲۰ خوشا چشمی که بیند روی ترکان
  41. شمارهٔ ۲۲۱ زبان خامه نتواند حدیث دل بیان کردن
  42. شمارهٔ ۲۲۲ خویش را در کوی بیخویشی فکن
  43. شمارهٔ ۲۲۳ ای خواجه مرا با می و میخانه رها کن
  44. شمارهٔ ۲۲۴ ای بوستان عارض تو گلستان جان
  45. شمارهٔ ۲۲۵ ای صبا غلغل بلبل بگلستان برسان
  46. شمارهٔ ۲۲۶ نه درد عشق می یارم نهفتن
  47. شمارهٔ ۲۲۷ ای هیچ در میان نه ز موی میان تو
  48. شمارهٔ ۲۲۸ صید شیران می کند آهوی رو به باز او
  49. شمارهٔ ۲۲۹ ترک من خاقان نگر در حلقه عشّاق او
  50. شمارهٔ ۲۳۰ دوش می کردم سئوال از جان که آن جانانه کو
  51. شمارهٔ ۲۳۱ زهی جمال تو خورشید مشرق دیده
  52. شمارهٔ ۲۳۲ ای چیده سنبل تر در باغ دسته بسته
  53. شمارهٔ ۲۳۳ زهی روی دل افروزت چراغ و چشم هر دیده
  54. شمارهٔ ۲۳۴ ای سر زلف تو در حلقه و تاب افتاده
  55. شمارهٔ ۲۳۵ ای سنبله ی زلف تو خرمن زده بر ماه
  56. شمارهٔ ۲۳۶ ای بیتو مرا پر آب دیده
  57. شمارهٔ ۲۳۷ ای از شب قمرسا برمه نقاب بسته
  58. شمارهٔ ۲۳۸ دی آن بت کافر بچه با چنگ و چغانه
  59. شمارهٔ ۲۳۹ ای خوشا مست و خراب اندر خرابات آمده
  60. شمارهٔ ۲۴۰ روی این چرح سیه روی ستمکاره سیاه

متن اشعار به نقل از گنجور.