فهرست اشعار
- شمارهٔ ۷۲۱ ای شه تنگ قبایان مه زرین کمران
- شمارهٔ ۷۲۲ بگشاد نقاب از رخ گل باد بهاران
- شمارهٔ ۷۲۳ شد وزان سوی رزان باد خزان باز وزان
- شمارهٔ ۷۲۴ بودم آن روز درین میکده از دُردکشان
- شمارهٔ ۷۲۵ ای خاک نعل توسن تو تاج سرکشان
- شمارهٔ ۷۲۶ نه زهد آید مرا مانع ز بزم عشرت اندیشان
- شمارهٔ ۷۲۷ فزاید ز خط حسن نازک عذاران
- شمارهٔ ۷۲۸ ای همه سیمبران سنگ تو بر سینه زنان
- شمارهٔ ۷۲۹ حکایت کرد باد از گل، گل از پیراهن جانان
- شمارهٔ ۷۳۰ زهی ابرویت قبله پاک دینان
- شمارهٔ ۷۳۱ موسم عید و بهار خرم و شاه جهان
- شمارهٔ ۷۳۲ کنا شئون ذاتک فی وحدة البطون
- شمارهٔ ۷۳۳ ای به رخت هر نفس مهر دل ما فزون
- شمارهٔ ۷۳۴ دل چشمه چشمه شد ز خدنگ تو و کنون
- شمارهٔ ۷۳۵ ز درد تا شده چشمت چو اشک ما گلگون
- شمارهٔ ۷۳۶ تبارک الله ازین شکل و شیوه موزون
- شمارهٔ ۷۳۷ ای با لب تو طوطی شیرین زبان زبون
- شمارهٔ ۷۳۸ صوفی چه فغان است که من این الی این
- شمارهٔ ۷۳۹ ای ز خورشید رخت تا ماه بعد المشرقین
- شمارهٔ ۷۴۰ بیا ای اهل دل را قرة العین
- شمارهٔ ۷۴۱ ای ز لعلت کامجو روح الامین
- شمارهٔ ۷۴۲ ترک شهر آشوب من زینسان که شد صحرانشین
- شمارهٔ ۷۴۳ مشو سنگین دلا مشغول چوگان باختن چندین
- شمارهٔ ۷۴۴ کشیده بود مه از حسن سر به چرخ برین
- شمارهٔ ۷۴۵ پس از مردن به خاک من گذر کن غمگذار من
- شمارهٔ ۷۴۶ ای ز عشقت صد بلا بر جان غم پرورد من
- شمارهٔ ۷۴۷ روزی که می سرشت فلک آب و خاک من
- شمارهٔ ۷۴۸ نوبهاران که دمد شاخ گلی از گل من
- شمارهٔ ۷۴۹ زان خط کرام الکاتبین تا خواند حسب حال من
- شمارهٔ ۷۵۰ با یار کوچ کرده که گوید پیام من
- شمارهٔ ۷۵۱ ای ز تو کوه کوه غم بر دل مبتلای من
- شمارهٔ ۷۵۲ ای خاک پای توسنت افزوده آب روی من
- شمارهٔ ۷۵۳ نگار شوخ چشم تیز خشم تندخوی من
- شمارهٔ ۷۵۴ کس وصالت چنین نخواست که من
- شمارهٔ ۷۵۵ ای غمت شادکامی دل من
- شمارهٔ ۷۵۶ چه کمر بسته ای به کین با من
- شمارهٔ ۷۵۷ صوفی متاع صومعه رهن شراب کن
- شمارهٔ ۷۵۸ عاشقان را قوت جان از لعل شکرخند کن
- شمارهٔ ۷۵۹ پیاده سوی چمن سرو من گذار مکن
- شمارهٔ ۷۶۰ ای دیده بشنو گفت من نظاره آن رو مکن
- شمارهٔ ۷۶۱ با اسیران ای رقیب آغاز بدخویی مکن
- شمارهٔ ۷۶۲ بنمای رخ که مطلع صبح صفاست این
- شمارهٔ ۷۶۳ بیمار غمت را نفس بازپس است این
- شمارهٔ ۷۶۴ مهی از راه برآمد نه که افزون ز مه است این
- شمارهٔ ۷۶۵ هر سو مرو جولان کنان چابک سوارا بیش ازین
- شمارهٔ ۷۶۶ مردم شکارا کین مجو با دوستداران بیش ازین
- شمارهٔ ۷۶۷ این منم یارب ز درد عاشقی زار این چنین
- شمارهٔ ۷۶۸ الله الله کیست مست باده ناز این چنین
- شمارهٔ ۷۶۹ بیا جانا دل پر درد من بین
- شمارهٔ ۷۷۰ قبای ناز درپوش و نیاز پادشاهان بین
- شمارهٔ ۷۷۱ طره شبرنگ و جعد مشکسای خویش بین
- شمارهٔ ۷۷۲ جلوه آن شوخ و جولان سمند او ببین
- شمارهٔ ۷۷۳ ای به رخسار چو مه چشم و چراغ دگران
- شمارهٔ ۷۷۴ من و فکر تو چه بینم به جمال دگران
- شمارهٔ ۷۷۵ دل به جان درمانده وان جان جهان با دیگران
- شمارهٔ ۷۷۶ هر بامداد کان مه راند سواره بیرون
- شمارهٔ ۷۷۷ مرو زین چشم تر ای اشک خونین دمبدم بیرون
- شمارهٔ ۷۷۸ باز ترکش بسته آن ترک سوار آمد برون
- شمارهٔ ۷۷۹ بازم اندیشه یاری ست که گفتن نتوان
- شمارهٔ ۷۸۰ یافتن پیش تو راهی نتوان
متن اشعار به نقل از گنجور.