پرش به محتوای اصلی
جامی

جامی

غزلیات

۱,۰۱۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۷۲۱ ای شه تنگ قبایان مه زرین کمران
  2. شمارهٔ ۷۲۲ بگشاد نقاب از رخ گل باد بهاران
  3. شمارهٔ ۷۲۳ شد وزان سوی رزان باد خزان باز وزان
  4. شمارهٔ ۷۲۴ بودم آن روز درین میکده از دُردکشان
  5. شمارهٔ ۷۲۵ ای خاک نعل توسن تو تاج سرکشان
  6. شمارهٔ ۷۲۶ نه زهد آید مرا مانع ز بزم عشرت اندیشان
  7. شمارهٔ ۷۲۷ فزاید ز خط حسن نازک عذاران
  8. شمارهٔ ۷۲۸ ای همه سیمبران سنگ تو بر سینه زنان
  9. شمارهٔ ۷۲۹ حکایت کرد باد از گل، گل از پیراهن جانان
  10. شمارهٔ ۷۳۰ زهی ابرویت قبله پاک دینان
  11. شمارهٔ ۷۳۱ موسم عید و بهار خرم و شاه جهان
  12. شمارهٔ ۷۳۲ کنا شئون ذاتک فی وحدة البطون
  13. شمارهٔ ۷۳۳ ای به رخت هر نفس مهر دل ما فزون
  14. شمارهٔ ۷۳۴ دل چشمه چشمه شد ز خدنگ تو و کنون
  15. شمارهٔ ۷۳۵ ز درد تا شده چشمت چو اشک ما گلگون
  16. شمارهٔ ۷۳۶ تبارک الله ازین شکل و شیوه موزون
  17. شمارهٔ ۷۳۷ ای با لب تو طوطی شیرین زبان زبون
  18. شمارهٔ ۷۳۸ صوفی چه فغان است که من این الی این
  19. شمارهٔ ۷۳۹ ای ز خورشید رخت تا ماه بعد المشرقین
  20. شمارهٔ ۷۴۰ بیا ای اهل دل را قرة العین
  21. شمارهٔ ۷۴۱ ای ز لعلت کامجو روح الامین
  22. شمارهٔ ۷۴۲ ترک شهر آشوب من زینسان که شد صحرانشین
  23. شمارهٔ ۷۴۳ مشو سنگین دلا مشغول چوگان باختن چندین
  24. شمارهٔ ۷۴۴ کشیده بود مه از حسن سر به چرخ برین
  25. شمارهٔ ۷۴۵ پس از مردن به خاک من گذر کن غمگذار من
  26. شمارهٔ ۷۴۶ ای ز عشقت صد بلا بر جان غم پرورد من
  27. شمارهٔ ۷۴۷ روزی که می سرشت فلک آب و خاک من
  28. شمارهٔ ۷۴۸ نوبهاران که دمد شاخ گلی از گل من
  29. شمارهٔ ۷۴۹ زان خط کرام الکاتبین تا خواند حسب حال من
  30. شمارهٔ ۷۵۰ با یار کوچ کرده که گوید پیام من
  31. شمارهٔ ۷۵۱ ای ز تو کوه کوه غم بر دل مبتلای من
  32. شمارهٔ ۷۵۲ ای خاک پای توسنت افزوده آب روی من
  33. شمارهٔ ۷۵۳ نگار شوخ چشم تیز خشم تندخوی من
  34. شمارهٔ ۷۵۴ کس وصالت چنین نخواست که من
  35. شمارهٔ ۷۵۵ ای غمت شادکامی دل من
  36. شمارهٔ ۷۵۶ چه کمر بسته ای به کین با من
  37. شمارهٔ ۷۵۷ صوفی متاع صومعه رهن شراب کن
  38. شمارهٔ ۷۵۸ عاشقان را قوت جان از لعل شکرخند کن
  39. شمارهٔ ۷۵۹ پیاده سوی چمن سرو من گذار مکن
  40. شمارهٔ ۷۶۰ ای دیده بشنو گفت من نظاره آن رو مکن
  41. شمارهٔ ۷۶۱ با اسیران ای رقیب آغاز بدخویی مکن
  42. شمارهٔ ۷۶۲ بنمای رخ که مطلع صبح صفاست این
  43. شمارهٔ ۷۶۳ بیمار غمت را نفس بازپس است این
  44. شمارهٔ ۷۶۴ مهی از راه برآمد نه که افزون ز مه است این
  45. شمارهٔ ۷۶۵ هر سو مرو جولان کنان چابک سوارا بیش ازین
  46. شمارهٔ ۷۶۶ مردم شکارا کین مجو با دوستداران بیش ازین
  47. شمارهٔ ۷۶۷ این منم یارب ز درد عاشقی زار این چنین
  48. شمارهٔ ۷۶۸ الله الله کیست مست باده ناز این چنین
  49. شمارهٔ ۷۶۹ بیا جانا دل پر درد من بین
  50. شمارهٔ ۷۷۰ قبای ناز درپوش و نیاز پادشاهان بین
  51. شمارهٔ ۷۷۱ طره شبرنگ و جعد مشکسای خویش بین
  52. شمارهٔ ۷۷۲ جلوه آن شوخ و جولان سمند او ببین
  53. شمارهٔ ۷۷۳ ای به رخسار چو مه چشم و چراغ دگران
  54. شمارهٔ ۷۷۴ من و فکر تو چه بینم به جمال دگران
  55. شمارهٔ ۷۷۵ دل به جان درمانده وان جان جهان با دیگران
  56. شمارهٔ ۷۷۶ هر بامداد کان مه راند سواره بیرون
  57. شمارهٔ ۷۷۷ مرو زین چشم تر ای اشک خونین دمبدم بیرون
  58. شمارهٔ ۷۷۸ باز ترکش بسته آن ترک سوار آمد برون
  59. شمارهٔ ۷۷۹ بازم اندیشه یاری ست که گفتن نتوان
  60. شمارهٔ ۷۸۰ یافتن پیش تو راهی نتوان

متن اشعار به نقل از گنجور.