پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۶

ای ز عشقت صد بلا بر جان غم پرورد من

کرده آشوب غمت تاراج خواب و خورد من

من ندارم تاب بی دردی خدا را ای طبیب

مرهمی فرما که هر دم بیش گردد درد من

خاک گشتم در رهت بگذر به من ای سروناز

پیش ازان روزی که آیی و نیابی گرد من

سوی تو همراه اشک آمد تنم دامن مکش

ای گل خندان ازین خاشاک آب آورد من

دیگری را بر تو چون گیرم بدل چون مثل تو

در همه عالم نیابد فکر عالم گرد من

ره به گلزارم مده بی او مباد ای باغبان

تازه گلها را خزان آید ز آه سرد من

گفته جامی ندارد رنگی از سودای ما

شرم دار آخر ز اشک سرخ و رنگ زرد من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۸نوبهاران که دمد شاخ گلی از گل من
  2. شمارهٔ ۷۴۹زان خط کرام الکاتبین تا خواند حسب حال من
  3. شمارهٔ ۷۵۰با یار کوچ کرده که گوید پیام من
  4. شمارهٔ ۷۵۱ای ز تو کوه کوه غم بر دل مبتلای من
  5. شمارهٔ ۷۵۲ای خاک پای توسنت افزوده آب روی من
  6. شمارهٔ ۷۵۳نگار شوخ چشم تیز خشم تندخوی من
  7. شمارهٔ ۷۵۴کس وصالت چنین نخواست که من
  8. شمارهٔ ۷۵۵ای غمت شادکامی دل من
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.