پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۹

زان خط کرام الکاتبین تا خواند حسب حال من

ننوشت جز سودای او در نامه اعمال من

زینسان که با من می کند هندوی زلفش سرکشی

خواهد شد از کف عاقبت سرشته اقبال من

هرگه که تنها رو نهم تا بینم آن خورشید را

آید رقیب رو سیه چون سایه از دنبال من

در گلشن عیش از دلم کم جو نشان خرمی

کافتاده در دام بلا آن مرغ فارغ بال من

خاموشی عشقم رهاند از شیوه بحث و جدل

رفت آنکه رفتی تا فلک فریاد قیل و قال من

پیش سگان کوی او مالم برای آب رو

بر خاک ره روی چو زر این ست جاه و مال من

قاصد که گفت آن سنگدل بر قتل جامی قرعه زد

زین مژده اقبال شد پیک مبارک فال من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۱ای ز تو کوه کوه غم بر دل مبتلای من
  2. شمارهٔ ۷۵۲ای خاک پای توسنت افزوده آب روی من
  3. شمارهٔ ۷۵۳نگار شوخ چشم تیز خشم تندخوی من
  4. شمارهٔ ۷۵۴کس وصالت چنین نخواست که من
  5. شمارهٔ ۷۵۵ای غمت شادکامی دل من
  6. شمارهٔ ۷۵۶چه کمر بسته ای به کین با من
  7. شمارهٔ ۷۵۷صوفی متاع صومعه رهن شراب کن
  8. شمارهٔ ۷۵۸عاشقان را قوت جان از لعل شکرخند کن
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.