پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵۵

ای غمت شادکامی دل من

وز غمت پر تمامی دل من

شد به عشق تو در جهان بدنام

این بود نیکنامی دل من

صرف سودای زلف و خال تو شد

نقد عمر گرامی دل من

گرد رخ دور خط مشکینت

هست طوق غلامی دل من

زود بگذشت در رهت ز دو کون

بنگر تیزگامی دل من

می برد مهر خامی از میوه

برد مهر تو خامی دل من

از هجوم سموم گردش دهر

شعر جامی ست حامی دل من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۷صوفی متاع صومعه رهن شراب کن
  2. شمارهٔ ۷۵۸عاشقان را قوت جان از لعل شکرخند کن
  3. شمارهٔ ۷۵۹پیاده سوی چمن سرو من گذار مکن
  4. شمارهٔ ۷۶۰ای دیده بشنو گفت من نظاره آن رو مکن
  5. شمارهٔ ۷۶۱با اسیران ای رقیب آغاز بدخویی مکن
  6. شمارهٔ ۷۶۲بنمای رخ که مطلع صبح صفاست این
  7. شمارهٔ ۷۶۳بیمار غمت را نفس بازپس است این
  8. شمارهٔ ۷۶۴مهی از راه برآمد نه که افزون ز مه است این
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.